تبليغاتX
مثنوی و غزل
کوه یا کاه ؟ یکشنبه یکم آذر 1388 15:49
خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند . / اصول کافی جلد 1 صفحه 12

                                        (( کاه  می کنم ))                              

 

گاهی ز غصه خویش را نگاه می کنم***** وز خیل واژه ها سراغ (( آه )) می کنم

 

سرگشته ام که این سبب شعر گفتن است؟*یا نیست اینچنین و اشتباه می کنم؟

 

اشک و فسوس و ناله اگر بی اثر بود**********برکوچه شعرم گمان راه می کنم

 

شب ها تمام غصه ی دل را روانه ی**********پیچ و خم خموش نور ماه می کنم

 

گراین زمین خاکی از این تنگتر شود*********سر را زغصه من دورن چاه می کنم

 

صد شکوه و هزار شکایت اگر کنی***********باز اینچنین کلام تو کوتاه می کنم:

 

عشقم زیاد و نیست خریدار قلب من******کوهی که ساختم دوباره کاه می کنم

 

 

 باباحکیم.

 

نوشته شده توسط بابا حکیم  | لینک ثابت |

مرا آن ده،که مرا آن به جمعه بیست و نهم آبان 1388 2:25

                                                 تشکر


به خدا من نظری روی تو دیدم یا رب*******ز اشارات تو بر نکته رسیدم یا رب


ز حقیقت کده عالم زر گفتی تو****** نقد برچیدم و از نسیه بریدم  یا رب

باباحکیم.

خدایا شکر...


نوشته شده توسط بابا حکیم  | لینک ثابت |

دور مگردان سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 20:52

گرگ اجل دمادم از این گله میبرد***این گله را ببین که چه آسوده می چرد

سلام،

با شعر دیگری ...

 

                                        ((دور مگردان))

 

ما را به مصیبت کده رنجور مگردان******این دیده ز دیدار رخت کور مگردان

 

((با ما به از این باش که با خلق جهانی))******مهری بنما طعم سخن شور مگردان

 

آخر مگر این وصل چه اندازه غریب است******کوتاه کن این فاصله را دور مگردان

 

بر جان دلم آتشی افروخته عشقت******آتشکده بی آتش و بی نور مگردان

 

در هر سخنت نکته و هر نکته دوصد راز******از بنده ولی اینهمه مستور مگردان

 

خود گفته مگفتی و تو را گفته چنین گفت:******هر گفته به یک راه و دو منظور مگردان

 

صاحب نظری خود به سخن خوب بیاندیش******نهی سخن و گفته مذبور مگردان

 

بابا حکیم.

 

نوشته شده توسط بابا حکیم  | لینک ثابت |